فراهنجاری دستوری

دشوارترین شیوه‌ی هنجار گریزی آن است که در قلمرو دستور زبان قرار گیرد، چرا که امکانات دستوری و حوزه اختیار و آنتخاب دستوری هر زبان، محدود و مشخص است.

در این شیوه شاعر با جابه جا کردن عناصر و اجزای سازنده جمله، و رعایت نکردن ترتیب و قواعد دستوری، از هنجار دستور زبان گریز می‌زند و به این ترتیب زبان خود را از زبان عادی متمایز می‌سازد.

«با چکاچاک مهیب «تیغ هامان، تیز»

غرش زهره درّان «کوسهامان، سهم»

پرش خارا شکاف «تیرهامان تند؛»» (اخوان ثالث، آخر شاهنامه، 1379: ).

اخوان در یان سطرها، از قواعد دستوری گریز می‌زند و صفات اسم‌ها را پس از ضمیر ملکی آن‌ها می‌رود، یعنی در اصل باید بگوید:

«با چکاچاک مهیب تیغ‌های تیزمان،

غرش زهره دران کوس‌های سهمناکمان

پرش خارا شکاف تیرهای تندمان.

این شیوه در شعر نیما پیشینه دارد؛ چنان که در شعر «هست شب» می‌گوید:

با تنش گرم، بیابان دراز

مرده را ماند در «گورش تنگ» (نیما، هست شب- مجموعه اشعار نیما).

آنچه نیما در این شعر به این شکل گفته، در گفتار روزمره چنین است: «مرده را ماند، در گور تنگش.»

«هر پنجه کانجا می خرامانی

بر پرده‌های آشنا با درد

گویی که «چنگم در جگر» می‌افکنی…» (همان، از این اوستا: 201).

شاعر در این شعر، از هنجار دستور زبان فراتر می‌رود و به جای آنکه بگوید، «چنگ در جگرم می‌فکنی»؛ و به این ترتیب با جهش و جابجایی ضمیر (رقص ضمیر) از قواعد دستوری دور می‌شود.

««هیچشان» افسوس شهر نقره مهتاب نفریبد» (همان، آخر شاهنامه: 114).

در این نمونه نیز، شاعر با گریز از قواعد دستوری، ضمیر مفعولی (شان) را به جای آنکه بعد از فعل بیاورد، بعد از «هیچ» آورده است؛ جمله‌ای که در اصل چنین است:

افسوس شهر نقره مهتاب، هیچ نفریبدشان.

 

5- فراهنجاری نوشتاری

در این گونه از فراهنجاری، شاعر از شیوه معمول نوشتار دور می‌شود؛ و در نوشتن و سطر بندی شعر خود شیوه‌ای را به کار می‌گیرد که تغییری در تلفظ و معنای اصلی کلام به وجود نمی‌آورد؛ اما مفهوم ثانوی بر آن می‌افزاید و به گونه‌ای مفهوم شعر را کامل‌تر می‌کند.

مرد و مرکب هر دو رَم کردند، ناگه با شتاب از آن شتاب

{خویش کم کردند رم کردند،

«کم

رم

کم» (اخوان ثالث، 1379: 162)

اخوان در این شعر می‌توانست سه واژه پایانی «کم، رم، کم» را همه در یک سطر و پشت سرهم بیاورد، اما برای القای تردید و ترس مرد و مرکب و هم‌چنین برای بازسازی و تداعی صدای سم و حرکت اسب این شیوه نوشتاری را برگزیده است.

«نگهداری زمین

چونین

در این

پائین!»

(همان، صبح- از این اوستا)

در این شعر نیز، قرارگیری واژه‌ها به گونه‌ای است که نشان دهنده قرارگیری زمین در «پائین» است؛ و کلمه «پائین»، در زیر دیگر کلمات و پائین‌تر از آن‌ها قرار گرفته است.

 

6- فراهنجاری گویشی

در این شیوه، شاعر برای گریز از زبان هنجار، واژه‌ها و اصطلاح های محلّی نواحی گوناگون را با همان گویش محلی در شعر خود می آورد.

و ما بر بی کران سبز و مخمل گونه دریا،

می‌اندازیم زورق‌های خود را چون «کُل» بادام (همان، زمستان: 98).

اخوان در این شعر، واژه «کل» را- که یک اصطلاح یزدی است،- به معنی «پوست»- در میانه زبان کهن‌گرای خود به کار برده است.

«تو در خزان غم آلود زندان

چون صد سبو «سبزنا»ی بهاری

گم کرده‌های دلم را -چه تاریک!-

آوینه روشن بی غباری…» (اخوان ثالث، در حیاط کوچک پاییز، 1388: 295).

شاعر در این شعر، واژه «سبزنا» را به کار برده که یک اصطلاح محلی خراسانی است؛ و آن گونه که خود می‌گوید، همان «سبزه هفت سین نوروزی» در گویش خراسانی است.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حماسه و اسطوره در شعر مهدی اخوان ثالث و منوچهر آتشی